الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

220

شرح كفاية الأصول

و مستند القطع به . . . بعد از آنكه معلوم شد اجماع نزد اماميّه ، كاشف از رأى معصوم است ، حال بايد ديد كه چگونه و به چه دليلى مىتوانيم قطع به رأى و نظر معصوم پيدا كنيم ، و به تعبير ديگر : اجماع چگونه مىتواند كاشف از قول معصوم عليه السّلام و طريق و راه به سوى سنّت باشد ؟ وجوه كاشفيّت اجماع مصنّف مىگويد : از كلمات علماء استفاده مىشود كه براى كاشفيّت اجماع از قول معصوم عليه السّلام ، پنج وجه وجود دارد كه به شرح ذيل است . . . . هو علمه بدخوله . . . وجه اوّل - اجماع دخولى مستند قطع به رأى امام ، براى حاكى اجماع ( يعنى كسى كه اجماع را نقل مىكند ) اين است كه حاكى ، شخصا مىداند امام معصوم عليه السّلام در بين مجمعين است ، اگرچه معلوم نباشد كداميك از افراد اجماع‌كننده ، امام است . به تعبير ديگر : اگر جمعى كه يقين داريم امام نيز داخل آنها است ، در يك مسئله اتّفاق نظر داشته باشند ، اگرچه خود امام عليه السّلام معيّن و مشخّص نباشد ، امّا اين اجماع ، از باب اجماع دخولى ، حجّيت دارد .

--> گفتند : اجماع عبارتست از « اتّفاق نظر اهل حلّ و عقد ، بر امرى از امور دينى » ، چنان‌كه رازى اين‌گونه گفته است ، و يا مثل حاجبى ، اتّفاق نظر مجتهدين را اجماع دانسته است ( اگرچه در ماجراى سقيفه ، نه اجماع اهل حلّ و عقد بود و نه اجماع مجتهدين ) . لذا صاحب معالم با عبارت « الاجماع هو الاصل لهم ، و هو الأصل له » اشاره دارد به اين معنا كه سازنده و پديد آورندهء اجماع ، عامّه هستند ( به استناد حديثى از پيامبر ) و همين اجماعى كه مولود ايشان است ، اصل و ريشهء آنها در مسئله سياسى ( خلافت ) شد . نتيجه : اماميّه ، « اجماع » را به تبع عامّه مطرح كرده است ، زيرا عامّه آن را دليل مستقلّ و در مقابل ساير ادلّه مىدانند ، درحالىكه اماميّه ، اجماع را كاشف از رأى معصوم مىداند و به تعبير ديگر : اجماع راهى براى رسيدن به سنّت مىباشد ، يعنى آنچه در واقع ، حجّت مىباشد ، سنّت است و اجماع نيز كاشف از سنّت مىباشد نه اينكه خودش مستقلا حجّت باشد ، و لذا اجماع در نزد اماميّه ، كاشف الحجّة است نه خود حجّت . و از جهت غايت نيز معلوم شد كه هدف عامّه ، مسائل سياسى است ولى هدف اماميّه ، احكام شرعيّه مىباشد .